سديد الدين محمد عوفى

485

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

از خواص خود مشورت « 1 » كرد و جماعت چون « 2 » بديدند كه « 3 » امير المؤمنين « 4 » به سر « 5 » انديشهء « 6 » صواب « 7 » رسيد « 8 » كلمه‌اى كه از فضل شنيده بودند « 9 » به خدمت او باز راندند « 10 » و در شهر سرخس در گرمابه او را بكشتند چنان كه در ذكر امير المؤمنين در « 11 » اول كتاب تقرير افتاده است « 12 » . و سبب كشتن او همان « 13 » يك كلمه بود كه بر زبان « 14 » رانده بود « 15 » و درين معنى خوش « 16 » گفته است « 17 » : بيت « 18 » ؛ گر زبان تو راز دارستى * تيغ را با « 19 » سرت چه كارستى تيغ را هم به قصد جان كردند * راست بر صورت « 20 » زبان كردند حكايت ( 11 ) [ ابراهيم مهدى به خدمت مأمون خروج خود را به علت سخن فضل سهل مىگفت كه گفته بود خلافت را از آل عباس خواهد گرفت و ابراهيم براى حفظ مقام مأمون در مدينه خروج كرد . ] احمد ابو يوسف مىگويد كه پيش از تقلد « 21 » وزارت من از ندماى امير المؤمنين مأمون بودم . روزى در مجلس انس در خدمت او نشسته بودم و اسحاق ابراهيم نديم و عم او « 22 » ابراهيم مهدى و جماعتى ديگر « 23 » از ندما حاضر بودند . در اثناى مجلس « 24 » ابراهيم مهدى بر زبان راند « 25 » ؛

--> ( 1 ) مج : مشاورت ( 2 ) متن و مپ 2 : و چون جماعتى ( 3 ) متن و مپ 2 و مج + راى ( 4 ) مج : او ( 5 ) مج : در اثناى ( 6 ) مج + به سر راه ( 7 ) بنياد + كه ناصواب‌ترين انديشه‌ها بود ( 8 ) بنياد : آمد ( 9 ) مج : كه فضل سهل گفته بود ( 10 ) مج + و چون مأمون را آن معنى تحقيق شد فضل سهل را از ميان برداشت ( 11 ) مپ 2 و مج و بنياد - ذكر امير المؤمنين ( 12 ) مپ 2 و مج : تقرير افتاد ، بنياد : نوشته شد ( 13 ) متن - همان ، مپ 2 : اين ( 14 ) بنياد + بىتقريب ( 15 ) متن : رانده بود ( 16 ) مپ 2 - خوش ( 17 ) مپ 2 : گفته‌اند ، مج : و للّه در القايل ( 18 ) مج : نظم ( 19 ) متن : با ( 20 ) مج : صورتى ( 21 ) متن و مپ 2 : نقل ( 22 ) متن و مپ 2 - او ( 23 ) مپ 2 - ديگر ( 24 ) متن و مپ 2 + بر زبان راند ، مج + بر زبان ( 25 ) متن و مپ 2 - بر زبان راند ، مج : اين بيت رفت كه